الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )
113
أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )
مقدمات داريم كه عبادى هستند يعنى بر خلاف ساير مقدمات قصد قربت مىطلبند و بدون آن صحيح نيستند و امثال اين امور و اينها چيز كمى نيستند كه انسان از آنها غمض عين كند و ازقضا مهمترين مباحث مسئله مقدمه واجب را همين مباحث و نظائر آنها تشكيل مىدهد . و اما بحث از اصل ملازمه كه آيا بين وجوب ذى المقدمه و وجوب مقدمات ملازمه هست يا نه ؟ تقريبا يك بحث جنبى و در حاشيه است و آخرين مطلبى است كه فكر اصوليين را به خود مشغول مىسازد پس ما بخاطر اين امور ، بحث مقدمهء واجب را مطرح مىكنيم . حال مىفرمايد : ما به پيروى از اصوليين ابتدا نه مطلب را ذكر مىكنيم و سپس وارد اصل مسئله مىشويم كه بحث از ملازمه باشد : [ امور تسعه در بحث مقدمهء واجب ] 1 - الواجب النفسى و الغيرى امر اول از امور تسعه مربوط به تقسيم واجب است به واجب نفسى و غيرى ! مىفرمايد : قبلا در بحث اوامر در بحث ششم در رابطه با اينكه اطلاق صيغهء افعل مقتضى وجوب نفسى است يا وجوب غيرى ؟ اين دو قسم را معنى كرديم ولى جاى اصلى بحث اينجا است به جهت اينكه وجوب غيرى عبارت است از همان وجوب مقدمه چنان كه وجوب نفسى همان وجوب ذى المقدمه است . لذا بجا است كه در اين مقام توضيح بيشترى بدهيم و آن مبحث را باز كنيم : براى واجب نفسى و واجب غيرى تعاريف فراوانى شده كه به نظر ما محكمترين و نيكوترين و در عين حال مختصرترين تعريفها اين است كه بگوئيم : الواجب النفسى ما وجب لنفسه لا لواجب آخر . يعنى واجب نفسى آن است كه واجب شده براى خودش و مستقلا نه براى واجب ديگر : مانند نماز كه واجب نفسى است ، يعنى در ذات صلات مصلحت است و خود او واجب شده . و الواجب الغيرى ما وجب لواجب آخر يعنى واجب غيرى آن است كه واجب بشود نه براى خودش استقلالا بلكه براى واجب ديگر و تبعا مثل : وضوء كه وجوب پيدا مىكند براى نماز .